بچه ها من خوابگاهیم...بعد یبار دوس پسرم گفت فردا با یکی دوتا از دوستات بیا بریم بیرون که با دوستم آشناشون کنم ..بعد من یه هم اتاقی دارم این تو اتاق با من خیلی بده ...زشت رفتار میکنه باهام توهین میکنه ...دوستیم البته اما کلا منو نادیده میگرفت همیشه و تحقیر میکرد ..بعد سر یه مسئله این با هم قهر کرده بودیم و اون تو قیافه بود ...بعد من اینو تو اتاق مطرح کردم ...گفتمم که دو نفر جا داریم فردا بریم فلان جا کی میاد ...آیت قیافش داشت داد میزد که دلش میخواد بیاد ولی تو قیافه بود ...خلاصه دو تا از دوستام قرار شد بیان...فرداش تعداد دوستای دوس پسرم بیشتر شدن منم گفتم به اون یکی دوستمم بگم بیاد که زشت نباشه اینهمه پسر ما سه تا دختر ..صبح که داشتیم میرفتیم بهش گعنم اونم گفت که میام...بعد چون زشت نباشه به اونم گفتم دوس داری حاضر شو بریم با اینکه ثعر بودم ...اونم گف برین خوش بگذره ..وقتی برگشتیم ...این از رو به روی من رد شد با چند تا دوستام اونا اومدن جلو سلام فلان ..این نگاهم نکرد راشو کشید رف ...بعد شب تو خوابگاه شروع کرد گریه کردن زنگ زد دوستشکه جا دارین من بیام اتاق شما ..ما هم همه گفتیم چبشدع الان مگه ...وخبرته ...گف ها شما رفتین منو نبردین😐گفتم منکخ گفتم بهت گف با منت گفتی ...گعتم ببخشید که قعر بودین کم نمیتونستم التماس کنم که بیا 😐خلاصه آخرش نازشو کشیدیم تا ول کنه .. ما هم کلی داشتیم از بیرونی که بودیم تعریف میکردیم که حسابی سوخته بود ..بعد اومد ازم معذرت خواهی کرد کاری که هیو وقت نمیکرد 😂بعد اومد گفت منم تو گروهتون اد کنین😐😂حالا هیچکس اونجا نمیشناستش میاد خودشو میندازه وسط پیام میده ....الآنم اومده میگه آخر هفته میرین بیرون ؟؟منم میام ..این آدمی که آنقدر با من بد بود ...یهو مهربونم شده بهم شکلات تعارف میکنه 😂ظرفارو خودش میشوره...میاد میشینه رو تختم با هام حرف میزنم ..همین آدمی که کلی منو تحقیر میکرد ...که چرا ؟؟؟پاشه بیاد تو اکیپمون😂
چیکارش کنم حالا؟؟هیشکی دلش نمیخواد این باشع