دوستان توروخدا کمکم کنید.ما ۱۰ ساله ازدواج کردیم از همون سالهای اول ازش خیانت میدیدم چت و اینا ولی خوب زندگیمون کلی مشکل داشت گفتم میسازیمش باهم ولی طی این چند سال بارها تکرار شد و هر بار گفتم طلاق و ولی نشد و قول داد و مدتی شرایط خوب شد.حتی با یکی از نزدیکان مچشو گرفتم اما خانوادم نزاشتن جدا شم گفتن وقت زیاده.منم بخاطر این اتفاقات واقعا هیچ حسی جز وابستگی بهش ندارم اصلا رابطه زناشویی نهایت ماهی یه بار داریم که عامل اصلی مشکلاتمون هست ولی من نمیتونم با همچین آدمی بخوابم الان یه پسر دوساله دارم و باز هم خیانت.هر دفعه در حد است و چت و اینا هست.ازش متنفر شدم فکر و خیال ولم نمیکنه .خورد شدم داغون شدم میگه تو نیاز منو برآورده نمیکنی منم گفتم به یه آدم خائن حسی ندارم.الان میگم طلاق میگه خونه و ماشین از تو من میرم یا بمون مهریه رو ببخش خونه و ماشین به نامت میکنم.اینم بگم از لحاظ اخلاق برخورد قیافه خرج کردن احترام کمک کردن عالیه.ولی خسته شدم میدونم اگه قضیه رابطه زناشویی هم درست بشه بازم اینکار میکنه.نمیدونم چه کنم
الان اکثر مردا خیانت میکنن.بعضیا اصلا لو نمیرن بخدا...مطمئن باش اگه با کسی دیگه هم ازدواج کنی اونم یه سری ویزگی های بد داره.میدونم خیانت بدترین ویژگیه که هرکسی داره ولی با ویژگی های دیگه ای که گفتی زندگیتو بکن بخاطر بچت
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
۱۰ سال زندگی کردی خیانت داشته نرفتی . بعد تازه بچه دار شدی . کاش قبل از بچه دار شدن بیشتر فکر میکردی که میخوای چکار کنی . خب الان خودت تصمیمت چیه ؟ خیانتش چتی بوده فقط ؟
عقلم میگه هیچ چیزی درست نمیشه وقتمو پای این مرد نزارم از طرفی میگم خودخواهیه پس بچم چی.از این مدل زندگی که تو یه خونه باشیم ولی هرکی برای خودش هم بدم میاد.