گیری آدم ظالم افتادیم،واضح بگم آدمی ک در حدیه ک اگه آزاد رو زمین باشه به دیگران ممکنه آسیب جدی بزنه وباید تيمارستان بستری شه،پدرخوندمه شوهر مامانم منم متاهلم ولی جونم ب جون مامانم بستس،زمانی ک من مجرد بودم هم کم عذابمون نداد ،بخدا خستم
الان مامانم امنیت جانی نداره از دست این آدم، عفت کلام نداره اعصاب نداره مشروب خوره، دیشبم تو محله آبرو ریزی کرده تاپیک قبلم نوشتم، مامانم دیگه نایی براش نمونده بیچاره،منم همراهش دارم آب میشم،نمیتونه ازش طلاق بگیره چون هزار بارامتحان کرده ولی این آدم کاری کرده ب غلط کردن بیفته و برگرده سر زندگیش،بزرگتری هم نداریم، بخدا دیگه نمیکشم نمیدونم باید چیکار کنم میترسم کار دیشبش به گوش خانواده شوهرم برسه وباهام قطع رابطه کنن، به سرم زده برم براش دعا بگیرم ولی میترسم، تورو خدا هرچی بلدین و فک میکنین کمکمون میکنه بگین توروخدا