بعد مهمونی گرفت خونش خواهراش و من و خواهرش شوهر مادرشوهرمو ومادرا برادراش و.. دعوت کرد بعد من هم کادو بردم بودم برای به دنیا اومدن کوچولوش ی پلاک دو خورده ای خریده بودم و واسه پسر بزرگترشم پونصد هیچی دیدم یکی یکی دارن کادو باز میکنن میخونن حالت رقابتی داشت هرکسی بیشتر گزاشته بوذ بیشتر ذوق میکردند😐 خواهرشوهرم کادو زیاد گزاشت در حدی که اخر ماه کم اوردند ازما پول قرض کردند نمیگه ها ولی مشخصه🤣 پونصد برادرشوهر پونصد جاری پونصد هم به بچه و ی تیکه طلا واسه پسری که ب دنیا اورده😐 مادرشوهرمم دلار و پلاک زنجیر
بنظرم خیلی زشت بود یکی یکی میخوندن مثل عروسیا و اخرشم ی الویه شام دادن🙄 مامانم گفتش حداقل کادو طلا گرفتند شام درست میدادن یانمیدادن سنگین تر بود