شوهرم رو دوس دارم اما مدتی یه بادو نفر همکار شده حرف های عجیب می زنه رفتارش عوض شده هیچی ازش ندیدم اما احساس می کنم یه کارهایی می کنن قبلا که بدهی اینا داشت بیشتر دوسم داشت چون من کنارش بودم اما الان وضعیتش خوبه پرو شده می گه من زندگی نکردم و می خوام برم شمال تنها . منم بهش گیرهای الکی می دم دلیل ندارم اما بی خود عصبی شدم ازش .مشکل دیگه م این هست . من خودم رو توخونه زندانی کردم . حوصله ی هیچ کس روندارم مخاطبین گوشیم دو یا سه نفر هستن با هیچکی حرف نمی زنم وقتی هم پول دارم هیچی نمی خرم خرج خودم نمی کنم . به خودم نمی رسم