همسرم یک هفته بعد از ازدواج به مدت دوسال رفت شهر دیگه ماموریت، هر دو ماه می آمد و یک هفته می موند. شرایط جوری نبود که منم برم. وقتی می اومد از شدت ذوق و خوشحالی گلاب به روتون بالا میاوردم.فاصلمون با هم ۲۷ ساعت بود.
ی سال باهم بودیم قرار شد بره ماموریت قبلش به خانوادش گفت باید برین خاستگاری اونام مخالف بودن همون مدتی که نبود چون به باباش وکالت داده بود در نبودش دخترخالش و براش عقد کرده بودن خیلی طولانیه