سلام دوستای نی نی سایتی ، ی مسئله ای هست که ذهنمو درگیر کرده ، من یک مشاور دارم (خانوم ) مشاورتحصیلی و بالینی بعد سه چهار ساله که برای کنکورم پیشش میرم از کلاس یازدهم و از اشناهامونم هست یعنی از دوستای مامانم و همسرشونم از دوستای بابامه و مارو میشناسن و ..بعد من سال کنکورم با کلی مشکلات مواجه شدم که خانوادگی و غیر خانوادگی بودن و من به دلیل اونها نمیتونستم درس بخونم و ایشون هم میپرسیدن ک به من بگو مشکلت چیه کار مشاور همین و من هم مشکلات اقتصادی و خونوادگیمون و گفتم و مشکلات یا بحثایی ک با مامان بابام داشتمو دلخور میشدم یا خواهرمو برادرم خلاصه ، واقعا نیاز داشتم ک یکی اینجوری بیاد بشینه به حرفام گوش بده و راه حل نشون بده از طرفی مریض هم بودمو و....اره بعد بعدا متوجه شدم که ایشون یک پسر داره که منو برای پسرش در نظر داره ولی من احساس گناه میکنم که این همه راجب پدرو مادرم باهاش صحبت کردمو تو حرفاشم میدیدم که نظراتب ک میداد منفی بود راجب پدرو مادرم ولی منو خیلی دوست داره و من نمیدونم چیکار کنم آلان احساس گناه میکنم ک نقطه ضعف دادم دستش و از طرفی موردی هم نیست ک من بخوام ردش کنم مشاورم بوده منم برای رفع مشکلاتم رفته بودم دیگ نرفته بودم از موفقیتام بگم الان با این احساس گنااه چیکار کنم
راستی پسرشم دکتر 😄😅یعنی نمیتونم رد کنم اخه منم خیلی خونوادشونو دوست دارم ولی همش میگم من اینقد از خودمو خونوادم نقطه ضعف بهش دادم ک اگ بخواد میتونه تا اخر عمر م به روم بیاره یا اون احترامی ک میخوام براشون قائل نشه البته اینو مطمعنم ک به بقیه اعضای خانوادش راجب مشکلاتم هیچ حرفی نزده قسم خورد