دیوونهها مربای آلبالو، کباب، شیرکاکائو، مرغ سوخاری، پیتزا، حس چایی بعدِ خستگی، آب یخ بعد تشنگی، غروب و طلوع آفتاب، ماه، ماساژ، نون بربری داغ با پنیر خامهای، برف، کتاب، بوی بچه، گیاه، خواب، سفر، جنگل، دریا، حموم، موزیک، پتو و کولر، گوجه سبز، فیلم و سریال، قهوه، شکلات، معجزهها و اتفاقایی که قراره رخ بدن و ما ازشون بیخبریم؛ اینا چی پس؟ اون دنیا که فرار نمیکنه، این دنیارو دریاب.
یه جوری جوونیتو زندگی کن که چیزی هم گیر میانسالی و پیریت بیاد. با استرس و اضطراب خودت رو خفه نکن. خودت رو با کسی مقایسه نکن. از پلنهات برای کسی نگو. مهربون باش. سفر کن. رنگی بپوش. پیشرفت کن. خوشحال باش. دنبال آرامش درونی خودت باش، نه راضی کردن بقیه. زندگی کن.
کسی که به اون حد رسیده باشه اینا همه براش سیاه سفیده :(
امضات مورد علاقمه.🥹
یه جوری جوونیتو زندگی کن که چیزی هم گیر میانسالی و پیریت بیاد. با استرس و اضطراب خودت رو خفه نکن. خودت رو با کسی مقایسه نکن. از پلنهات برای کسی نگو. مهربون باش. سفر کن. رنگی بپوش. پیشرفت کن. خوشحال باش. دنبال آرامش درونی خودت باش، نه راضی کردن بقیه. زندگی کن.
دلم برا خودم میسوزه که از ۱۶ سالگی از همه اینا سیر شدم 🙂 هیچ کدوم اینا برام لذت چندانی نداره 🙂 برا ...
قربونت برم منم وقتی ۱۵-۱۶ سالم بود همیشه سر هر موضوع زندگیم میخواستم خودکشی بکنم.
یه جوری جوونیتو زندگی کن که چیزی هم گیر میانسالی و پیریت بیاد. با استرس و اضطراب خودت رو خفه نکن. خودت رو با کسی مقایسه نکن. از پلنهات برای کسی نگو. مهربون باش. سفر کن. رنگی بپوش. پیشرفت کن. خوشحال باش. دنبال آرامش درونی خودت باش، نه راضی کردن بقیه. زندگی کن.