دوست شوهرم دو هفته پیش برادر خانمش فوت شد
و دو روز تو مجلسش بودم روز دوم خانم دوست شوهرم (اسمشومیزارم شهلا) ب بقیه مهمونا نگا میکرد و گریه یا صحبت میکرد ولی ب من اصلاً نگاه نکرد
منم گفتم عذاداره هواسش نیست اشکال نداره
دیروز شوهرم گفت ی سر دیگه برو بش بزن منم رفتم
وقتی رفتم مهمون دیگه م چند نفر داشتن و بعد چن دقه اونا رفتن و شهلا م تا دم در بدرقه شون کرد
بعد یک خانم دیگه م اومد و کمی نشست ک شوهرم زنگ زد گفت بیا بیرون میام دنبالت
منم گفتم باشه و بلند شدم و شهلا تو آشپزخونه بود گفته م شهلا خانم من میرم خدا فظ و...
گفت خدافظ و ب سلامت و...
ولی اصلا از جاش تو آشپزخونه بلندم نشد
ازمن بزرگتره چهل و خورده ای سالشه ولی واقعا بنظرم باید بدرقه م میکرد
بنظرتون حق داره م ناراحت باشم ازش