اگه فکر میکنی انقدر حقیرم که دروغ بگم نیا تاپیکم..انقدر با جزیات تعریف کردم که کسی بهم تهمت نزنه.واقعا خواستگارم شرایطش عادیه کارمنده و اینا
ویزاش اکسپت شد به مدت دو هفته قراره بیاد ایران با دورکاری
ویزای ایران ۳ ماهست
و این دو هفته میخوره به عید یکمش..ولی اونا به کنار
خواهرم ازم پرسید سایز انگشتری که میندازی چنده؟برای سوغاتی میخوام عید بیام
خواهرم باهاش در ارتباطه مطمعنم چون از دهن دوسن پسرم پرید برای خواهرم و خواهزادم هدیه میاره
دوستان یخ کردم از هجالت
هی میگم چه غلطی کردم بدنیا اومدم بابام میگه چرا از صبح لبو شدی
فقط خواهرم میدونست تا شب نشده همه فهمیدن چون برادرم پیام داده تو فیسبوک چه خبر
خواهربرادرم هردو ازدواج کردن و ایران زندگی نمیکنن ولی من الان چند وقته بدجور با مامانم به مشکل خوردم اصلا قصد نداشتم بهش خبر اومدنشو بگم