من ۲ تا خواهر شوهرم که از شوهرم کوچکترن و متاهل هستن
شوهرم پدر نداره ، مسئولیت خانواده شو از ۱۳ سالگی بعهده گرفته و خواهراشم با پول برادرشون دانشگاه رفتن، جهیزیه خریدن و .....
کلا استغفرالله حکم پدر داشته واسشون
عقد بودیم شوهر و برادر شوهرم به پول نیاز داشتن ، خواهرشون پول داشته و رفته ماشین سومشو خریده و میدونستم برادراش نیاز دارن و نداده و برادران هم هیچی نگفتن
الان تقریبا دوماهه ازدواج کردیم پاگشامون نمیکنن و اصلا به رو خودشونم نمیارن
تا دیشب همون خواهر دومی که خدارو شکر وضع مالی شوهرش خیلیییی خوبه به برادر شوهرم پیام میده که ۱۵۰ میلیون پول بهم بده، داداشش میگه ندارم، میگه خب به فلانی( شوهر من ) بگو بهم بده و برادرش میگه اونم نداره
مادر شوهرم زنگ میزنم به شوهرم که حالم خوب نیست بیا خونمون و ....، شوهرم پشت تلفن بهش میگه دخترت پول خواسته و من ندارم داشته باشمم نمیدم، مادر شوهرم بهش گفته خواهرته، چه اشکال داره بهش بدی و .... مگه چند تا خواهر داری و ...
اینارو شوهرم بهم گفت، بهش گفتم خواهرات پاگشامون نکردن انتظار چی دارن؟ شوهرم با تعجب نگام میکرد و هیچی نگفت
همیشه انگار بدهکارشونیم، خسته مون کردن دیگه.
به سر دسته ای مامانشون همش طلب پول دارن
اولین باره شوهرم بهشون نداده
بچه ی خواهر بزرگه هم که هر روز زنگ میزنه شوهرم دایی اینو بخر، دایی اونو میخوام
انگار پدر نداره ، مادر شوهرمم میگه گناه داره بخر واسش