نه میتونم جلوت این بحثه رو بازش کنم
نه میتونم با غم تنهایی سازش کنم
نه غرور اجازه میده که به تو خواهش کنم
ولی من دلم پر میزنه موهاتو نوازش کنم
نه میتونم جلوت این بحثه رو بازش کنم
نه میتونم با غم تنهایی سازش کنم
نه غرور اجازه میده که به تو خواهش کنم
ولی من دلم پر میزنه موهاتو نوازش کنم
یه چیزی میگم بت شاید بخندی بهم
شاید اصلا چشاتوباز ببندی بره
یه چیزی میگم فقط در حد گله
اذیت میشم بس که چشمات خشگله
یه چیزی میگم، یه چیزی میشنوی
ما تو هر زمینه ای میکنیم پیشروی
حالام که حرف دله، حرفشو میشنویم
تو میخوای بشکونی، خب باشه میشکنیم
نه میتونم جلوت این بحثه رو بازش کنم
نه میتونم با غم تنهایی سازش کنم
نه غرور اجازه میده که به تو خواهش کنم
ولی من دلم پر میزنه موهاتو نوازش کنم
ما که این حرفارو نداریم
تو چقد ناز داری
ما شاه و بی بی بودیم
چیکاره سرباز داری؟