مادرم شب خوابید صبح بیدار نشد😔، غم انگیزترین صحنه عمرم بود وقتی رسیدیم بالاسر هنوز بدنش داغ بود، وای از یادآوریش وای از اون لحظه.چه ها کشیدیم چه چیزا که ندیدیم اول جوونی
به نبودنِ تو فکر کردمو فریاد کشیدم: «دنیا!واقعاً می توانی از این هم غم انگیزتر بشوی؟واقعاًمی توانی؟» اگه ممکنه برای شادی روح مادرم صلوات بفرستید، 🙏😭
ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.
من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.
نه عزیزم مشکلی هم نداشت، متولد 53 بود، خیلیم سرحال، شوک بزرگ زندگیمون بود، دلم واسه دیدنش پر میکشه، چند شب خوابشو دیدم تو یه عروسی نشسته بود بقدری زیبا شده بود رفتم بغلش کردم گفتم مامانی نمیذارم دیگه بری، تا لحظه بیدار شدن ازش جدا نشدم کاش واقعیت داشت
به نبودنِ تو فکر کردمو فریاد کشیدم: «دنیا!واقعاً می توانی از این هم غم انگیزتر بشوی؟واقعاًمی توانی؟» اگه ممکنه برای شادی روح مادرم صلوات بفرستید، 🙏😭