سلام بچه ها خوبین من یه بچه سه ساله دارم که از شوهرمه تا دو سالگی با مادرشوهرم زندگی میکردن الان چار پنج ماهه جای منه قبلنا خوب بود دوسه روز مریض شدم رفتم خونه مامانم(باردار بودم خونریزی کردم) اونم جای مادرشوهرم بود از روزی که اومدیم خونمون یکسره بغض میکنه گریه میکنه حتی شوهرم بره سرویس پشت سرش گریه میکنه بخدا انقد باهاش بازی میکنم سرگرمش میکنم انگار ن انگار مث مجسمه ها فقط میگه بابامو میخام بریم خونه مامان بزرگ بخدا دیگه خسته شدم کلافه شدم کسی اگه راهکاری داره ک جوابگوی بگه دیگه بریدم
چون تمرکز و حساسیتا رو این کمتر میشه و دیگه تنها نیست گلم
میدونی چیه از الان میگم بچه دیگمون بدنیا بیاد باز چقد حرف بزنن که اینو بغل نکرد اینو اینجوری نکرد اونجوری نکرد مطمنم هست بخدا اگ بزرگه رو بیشتر دوست داشته باشم بازم حرف پشتم هست