پریروز باهم قهر کردیم.من هم خیلی سروصدا کردم اون هم اومد مچ دستم رو گرفت فشار داد که هنوز جاش درد میکنه
رفتم تو اتاق در رو قفل کردم تا امروز.
در باز کردم رفتم کتری بزارم چایی بخورم در و کامل نبستم رفتم تو اتاق نشستم آمد دم در پیس پیس میکنه کرم ضد آفتاب رو از رو میز برمیداره پرت میکنه سمتم میگه حالت آمد سرجاش؟ خوب شدی دیگه؟
انگار وقتی حالم خوبه میخواد باهام باشه وقتی حالم بد(اعصابم از کارهاش بهم میریزه و میخوام حرفربزنم) ازم فرار میکنه
اصلا انگار نه انگار اتفاقی افتاده بوده انگار!"
این چه اخلاقی آخه من باهاش چیکار کنم؟