عزیزم
فکر میکنی خانواده ما به فکرمونن؟؟
فکر میکنی خانواده ما دلشون برامون ضعف میره؟؟؟
بقران اگه من از مشکلاتم بگم مشکلات خودت یادت میره میشینی هق هق برا من اشک میریزی
یه نمونه کوچیکی بگم
مامان من بعد از سی سال زندگی مشترک رفته مهرشو اجرا گذاشته که جدا بشه
الان یکماهه ار خونه با داداشم رفته
منو بابام خونه هستیم
دیشب بابام رفته سرکار خونه نبوده من خودم تنها تو این خونه بزرگ مثل سگگگگ میلرزیدم از ترس
خوابم نمیبرد دوتا قرص خواب آور خوردم که به زوووور ساعت چهار خوابم گرفته
هیچ دوستی هم نداشتم که بهش بگم بیا پیشم
اونایی هم که داشتم نمیومدن
پریروز داشتم تو خیابون میرفتم دوستمو دیدم از کنارم رد شد و محلم نداد
خیلی عذاب آور بود
حتا زدم به دستش بااااااز سگ محلم کرد و رفت اهمیت ندااااد
دیروز عصر به داییم زنگ زدم که برم خونشون
گفت الو سلام دایی چطوری
ما تو جاده ایم داریم میریم تهران من هییییچی نگفته بودم حتا نذاشت سلام کنم
اینارو گفتم که بدونی بدتر از تو هم هست
ببخشید طولانی شد