2777
2789

میخوام با دروغ زندگیمو شروع کنم دروغی که زندگیمو به آتیش میکشه وقتی میبینم پدرمادر پسره چقدر شوق دامادی پسرشو دارن من از خودم بدم میاد متنفرمیشم ازخودم خواستگارم سنتیه خیلی پسرخوبیه خیلی اون از من سرتره هرشرطی گذاشتم قبول کرده ولی 

من یه مشکل دارم اونم مربوط میشه به چیزی که همیشه بخاطرش خواستگارامو رد میکردم ولی اینو نتونستم  رد کنم دلم میخواد زندگی کنم خوشبخت بشم مامان بچهاش بشم تنها ۱۲ سالم بود از سر کنجکاوی ...

بگو یا زینب بگو یا حسین

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

سریاله مگه جای حساسش قطع میکنی؟

کارشان تفکیک است : زن را از مرد، عقل را از بدن، انسانیت را از جامعه...//////////////////////// آلبر کامو / یادداشت ها: با مرگش شادی وصف ناپذیری شروع میشد اما عذاب همین است:«آنها بموقع نمی میرند.». //// پایان زندگی او، یک روز پربرکت است...

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792