سلام خیلی به کمک لازم دارم من تازه ازدواج کردم 22 سالمه همسرم رو خیلی دوست دارم و روش خیلی حساسیت دارم ولی وقتی کناره خانواده سیم حالم خوب نیست بخاطر همین ازش خواستم یه مدت نریم قبول کرد بعد همش میگه میخوام تنهایی برم چه نیازی هست تو بیای وقتی حست خوب نیست مجبور نیستی بیای خودم میرم و میام قبول کردم
یه مدت پیش تولدم بود و جشن گرفتیم و خانواده هامون رو گفتیم خواهر شوهرم رفتارهای بدی نشون داد مثلا یکیش وقتی بابام بهم پول داد کارت بع کارت کرد گفتم بابام زد بع کارتم بهم گفت شما از همون اول کاراتون یواشکی بوده بعد من دوست ندارم شوهرم بره خونشون الان یه مدت طولانیه دعوا داریم میگه میخوام تنهایی برم خونه خواهرم چیکار کنم دیگه واقعا خسته شدم