۱۹سالمه یه پشت کنکوری که هیچیم نخونده بخاطر یه پسر ل..ی قضیه اینه که قشنگ توی خونه زندونیم و بخاطر یه بیرون حرف و دعوا داریم مامانم قشنگ مریضه وسواس فکری ذهنی داره همیشه ته خطو میبینه(البته بحث درس و دانشگاه باشه اونسر دنیاهم قبول شدم میزاره برم)💔😐 از طرفی کلی رویا و ارزو دارم دلم میخاد گواهی نامه بگیرم بینیمو عمل کنم با پول خودم و خرجمو خودم بدم.. هیچ دوستی ندارم و ارتباطم با ادما افتضاحه چون کلا دو سه ساله تو اتاقمم :/ (کلا هیکلم و اعتماد بنفسم نابود شده)
همه بهم بی احترامی میکنن حتی خانوادم جلوی همه جوری شذه که به فامیلا هم این اجازه رو میدن و من زور جواب دادن ندارم چون بعدش باید دعوای فجیح بشه😶
همه بچه های فامیل بینی عمل کردن و سرکارن و با کلی دوستاشون یسره بیرونن ولی من که بچگی اجتماعی بودم الان عین منگلا میرم بیرون نمیدونم اصن چجوری حرف بزنم
حالا دو تا راه دارم یکی این که با هزار بدبختیم شد برم سرکار و یه حرفه ای یاد بگیرم ولی بازم تا ازدواج باید تو این خونه بمونم😅🥺
یا امسالو بشینم بخونم برم رشته ای که واقعا همیشه رویاشو داشتم و دانشگاه شهر دور و شروع ازادی و زندگی ولی خب این یه سال خیلی برام با حسرت و حسودی و گریه و استرس و حس بد میگذره به نظرتون ارزششو داره؟
شما بودید کدومو انتخاب میکردین