عاقا از تاپیکهای قبلیم خبر دارین دیگه...
خلاصه زندگی همش خوش و بش نیس...
دیروز ناهار ک خوردیم، قرار شد ایشون بره یه جلسه و تا قبل مغرب برگرده، شد ساعت ۸ ، نیومد. زنگ زدم گفتم تو راهی؟ گفت هنوز جلسهایم. منم گفتم میرم خونه مامان😑
پیاماشم جاواب ندادم😑
خب باید زودتر میاومد اون دونفرهها رو هم تموم میکردیم دیگه. خدایی حق بامن نبود؟ اصلا باید بقیهش رو تنهایی تموم کنه😑😑😑😑😑
تازه پیام داده... ای خداااااااا😒