2777
2789
عنوان

بیایییییین 🥴

73 بازدید | 12 پست

بچه ها من تو مرحله اشنایی با ی پسری بودم دیگه ولنتاین بود و این داستانا من دادم یکی چهرشو طراحی کرد ولی رفتم دیدمش با اینکه پسر خوبی بود ولی انگار رو دلم سنگینی میکرد و بهش گفتم ک ک اون حسو ندارم بهت اونم قبول کرد طراحی چهرشم اونموقع ک نصفه بود براش عکسشو فرستادم دیدش یجورایی اون لحظه میخواستم ضدحالی رو ک بهش زدم جمع کنم 

الان طراحی کامل شده خیلیم قشنگ شده ولی من وقتی با اون پسر حرف میزنم انگار ی چیزی رو قلبم سنگینی میکنه انرژیییییش خیلی سنگینه بنظرتون چیکار کنم نقاشیشو 😐کاش اینقدر زود جوگیر نمیشدم 

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

نقاشیو بندازم دور بهتره نظر توام همینه؟

آره 

شب رفیقه خوبیه ولی زیاد سوال میپرسه🩶او خداوند ناممکن هاست، تو برممکن ها گریه میکنی؟🩵🌈چنان روزی رسان روزی رساند که صد عاقل از آن حیران بماند️🩷😇
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز