عموی مفت خورم بابچهاش قشنگ میزاشتن سرظهر که ناهارآمادس میومدن بعد طولش میدادن که شبم بتونن شام بمونن اینقده ازشون بدم میومدفقط پدر احمقم که هی بهشون سرویس میداد الان بابام بدبخته خونه نداره اونا خونه وماشین دارن فقط بامفتخوری جمع کردن
بنظرم وقتی هنوز عقده لباس وخوراکی ورستوران وآرایشگاه توی دلت هست وازعهده مخارجش برنمیای پس غلط میکنی که بچه بیاری