میگم پسرعموم منوو می خواست ولی من مخالف بودم ولی خب اون خیلی تلاش کرد ی جوری کرد من عشقش رو باور کردم و باهاش دوست شدم و خانواده ام پدرم و مادرم مخالف بودن ولی وقتی دیدن من دوستش دارم کم کم داشتن راضی میشدن تا اینکه یک هفته پیش کات کرد اصلا نمیدونم دلیل منطقی هم نداشت از دوستش پرسیدم گفت که به اونا گفته من چون خانواده اش خیلی مخالف بودن و از من متنفر بودن رفتم از اولم میدونست من و خانواده ام مخالفیم اما همیشه می گفت من التماس می کنم و راضیشدن می کنم و واقعا همین کار رو کرد و مامانم بهش قول داد که بعد ازدواج خواهرم اجازه بده ما هم ازدواج کنیم نمیدونم چرا به دوستش اونجوری گفته ......خيلي داغونم منم چون یک هفته اس کات کرده و استوری منو میدید و لایک می کرد اعصابم خورد شد انفالوش کردم .😔😔