2777
2789
عنوان

شوهرم گفت هر چی کمتر بدونی بهتره

583 بازدید | 16 پست

دیشب یه اتفاقی افتاده بود برای خواهرش بهم نگفت و خونه جاریم بودیم جاریم بهم گفت .. بعد دیشب برادر شوهرم آروم به شوهرمم توضیح میداد چیسده این بهم نگفت ... یعنی من نگفتم جاریم تعریف کرده ... حتی صبحم مادرش زنگ زد خودش بهم گفت قضیه رو ...  امشب گفتم چه خبر از مامانت اینا گفت سلامتی هیچی نگفت بهم خلاصه نزدیک خواب گفتم کار خواهرت چیشد گفت آره اینجوری شد و فلان گفتم تو می‌دونستی ؟؟؟ گفت اره گفتم پس چرا به من نگفتی ؟ ساکت موند چیزی نگفت بغلم کرد و بوسم کرد ... باز یکم گذشت گفتم خوب چرا بهم نگفتی گفت هر چی کمتر بدونی بهتره کمتر درد می‌کشی ... ولی خوب من می‌خوام منم جزو خانواده اش بدونه چرا بهم نمیگه ... 

الان نمیدونم اینو جای دوست داشتنش بذارم یا اینکه بهم اعتماد ندارع؟🙃

ناراحت شدم چون برادر شوهرم همون دقیقه به زنش گفت ولی شوهر من هیچی اصلا هیچی بهم نمیگه مگر اینکه شادی باشه اونم کامل مطمئن باشه ازش بهم بگه ... 

ناگفته نمونه کارای خودشم بهم نمیگه گاهی وقتا تا کامل حل نشه ولی به مامان و باباش میگه خوب من زنشم ناراحت میشم 🙃

منم دوست ندارم قاطی ماجراهای خونوادش بشم..............اصلا هم نمیپرسم تا اونم چیزی نگه

دیگه نه صلوات میفرستم نه دعا میکنم نه اسمتو میارم نه باهات حرف میزنم نه برات نامه مینویسم....چرا همه چی یطرفه باشه؟؟؟فقط من صدات کنم؟تو جواب ندی؟این رسمشه؟برو با همون بنده عزیزات که براشون کم نمیذاری.منم یه گوشه این دنیا زندگیمو میکنم تا .......

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

منم ناراحت میشدم

مامان باباشو محرم میدونه تو رو نه

قابلیت پنهون کردن خیلی چیزارو داره

فقط 28 هفته و 5 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40

خداجون مراقب بچه هام باش❤💗💖

خوب شوهرت درون گراست اذیت میشه بگه. برادر شوهرت دهن لقه این جوری نیست . منم دوست نداشتم یه رازه دلمو بگم امشب شوهرم انقد گیر داد یه ساعت ول کنم نبود گه تو منو محرم نمیدونی و ایم حرفا گفتم الانم حس بد دارم 

من با استعداد بودم، یعنی هستم ؛بعضی وقت ها به دست هایم نگاه میکنمو فکر میکنم که میتوانستم پیانیست بزرگی بشومیا یک چیز دیگر، ولی دست هایم چه کار کرده اند؟یک جایم را خارانده اند، چک نوشته اند، بند کفش بسته اند،سیفون کشیده اند، دست هایم را حرام کرده ام، همینطور ذهنم را ...!

بعضی مردا فکر میکنن اگ حرف بزنن اسرار کاخ سلطنتی خانوادشون لو میره 

بهش بگو نگران ناراحتی من بودی یا منو جز خانواده حساب نکردی ؟؟؟ من احساس میکنم جز خانواده نبودم ک نگفتی ازین ب بعد لطفا تو مراسم و چیزای دیگه هم منو نگو چون من غریبه ام 

اینحوری بگو خودشو جمع کنه بفهمه چقد ناراحت شدی

شما ک غریبه نیستین من هر شب دارم مچ خودمو در حال غصه خوردن برای چیزی ک هزار بار گفتم فراموش کردم میگیرم 🥲🖤

خیلی مرد خوبیه ‌که نگرانی ها رو انتقال نمیده ‌بهت


الحمدلله رب العالمین که شدم مامان الان محمد  قسمت همه منتظرا،ان شاءالله ،به حرمت حضرت فاطمه ی زهرا(س) خودت مدیریت کن زندگیمونو،به کسی محتاج نشیم،مارو به خودمون وامگذار،اللهم صل علی محمدوآل محمدوعجل فرجهم       

منم مثل شمام

دوست دارم بدونم.

اکثرنم بهم میگه خودش.

کلا کاری نمیکنه که ناراحت شی یا فقط موضوع خانوادش باشه بهت نمیگه؟؟

پشتیبان گروه * ۴ * ستاره           وزن فعلی  ۷۲    هدف ۶۲           مادر ای زیبا ترین شعر خدا..... روحت شاد😔

شوهرت درست ترین کارو میکنه پدر منم از خانوادش اتفاقی میوفته به ما چیزی نمیگه و مامانم دقیقا رفتار های شما رو داره میگه مارو محرم نمیدونه که بخواد بگه اما عموم همرو به زنموم میگه و ما از اون طریق می‌شنویم همسرت خاله زنک نیست که همرو کف دست زنش بزاره  من نظرم اینه راز های خانوادتون و به هسرتون نگین و اونم به طبع همین طور

خوب مسئله خواهرشه لزومی نداره شما بدونید ولی درمورد مسئله شوهرتون حق دارید که همدم شون شما باشید ولی این احتمال هم هست که شوهرتون نمیخواد شما ناراحت شید

کابوس ها اون چیزی نیست که تو خواب میبینی...کابوس ها؛همون چیزهایی هستن که بهت اجازه ی خوابیدن نمیدن...

شوهر مننم حرف نمیزنه کلا    برامم مهم نیست وقتی هم یکیشون میگه فلانی این  اتفاق افتاده   میگم خب  بی واکنش   یا مامانش  میگه چرازنگ نزدی فلانی  میگم من  در جریان  هیچی شما نیستم  و دلمم نمیخواد باشم

منم دوست ندارم قاطی ماجراهای خونوادش بشم..............اصلا هم نمیپرسم تا اونم چیزی نگه

منم کاری باهاشون ندارم ولی دیگه یه خبر به اون بزرگی که کل محله خبردار شدن و به من نمیگه اینکه اعصابمو‌ خورد می‌کنه ... خوب شاید زد به سرم یه روز برم خونه خواهرش (نزدیکه خونش بهم) بعد برم ببینم اینجوری شده ضایع شم ... با چیزای جزئی خانواده اش کاری ندارم کلا ... 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792