سلام خوبین
اومدم درد و دل کنم
بابای من اول تا حالا آنچنان زحمت کش نبود یعنی همین سرکار رفتن رو با چرزوندن مادرم رفت ، بیماری عصاب داشت و اینا
خیلی مادرم هم کتک میزد
حالا که سنی ازش گذشته هم دوباره یه رقم دیگه اذیت میکنه
هم شبه فکر خوشگذرونی هست اصلا فکر زن و بچه نمیکنه خودخواه هست و بیخیال
مادرم دیگه خسته شده میخواد حق و حقوقش رو بگیره
مادرم اول تاحالا کار کرده ولی یه قرون برای خودش ندارع همش رو آورده تو زندگی ولی الان بابام میگه همه کاری من کردم تو که چیزی نبوده حقوقت از کار بگذریم کلا خرید هم پای مادرم هست تا حالا هیچکس نبوده که بهش تکیه کنه مادرم به زن تمام عیار هست همه میگن نمیخوام تعریف کنم ، من پشتشم برای طلاق
مادرم میگه حالا بدترین دوران زندگیمه حالا که باید همه چی درست شده باشه
دعا کنید همه چی خوب پیش بره