شوهر من اوایل ازدواجمون صیحا میخواست بره سرکار انقد قلقلکم میداد آب میریخت رو سرم لگد میزد بهم همشم ب شوخی که مجبورم کنه بیدار شم الان خودش بیشتر از من میخوابه 🤣
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
خواب بودم بخدا الان ب زور چشام بازه نمی خوام ناراحت بخوابه میخوام از دلش در بیارم ☹️
برو چار تا بوسش کن،سر به سرش بزار از دلش درمیاد
نصف شبی هم مردا لوس میشن،نمیدونم چرا علاقه دارن هی ما رو از خواب بیدار کنن
بگو که نیستی فقط خدای جانمازها❤بگو که چاره سازی و خدای چاره سازها❤بگو که نیستی فقط خدای در سجودها❤تو در قیام سروها،تو در خروش رودها❤تو در هوای باغ ها،میان شاه توت ها❤تو بر لب قنات ها،تو در دل قنوت ها❤خدای من،چه بی خبر قدم زدم کنار تو❤رفیق من،چه دیر آمدم سر قرار تو❤قرار من،قرار لحظه های بی قرار من❤خدای من،یگانه ی همیشه در کنار من❤❤