2777
2789
عنوان

دیدمش 🥺

211 بازدید | 2 پست

بالاخره بعد از بیست روز دیدمش ،از دور ...

نرفتم جلو که ببینه منو ...نمیدونم شایدم دیده منو ولی هر چی بود دستش درد نکنه، جایی ایستاد که از لحظه ی اول تا آخری که رفت همه اش جلو دیدم بود ،اینقدر هول کرده بودم که اصلا حواسم پی هیچی نبود جز اون ،چشمام فقط اون رو میدید و بس ...دیت دوستم بیشتر درد نکنه که درکم کرد و گفت یه جوری باش انگار فقط داری با من حرف میزنی ...

درست تو لحظه ای که گفتم دیگه بیخیال امروز نمیبینمش دیدمش ...چرا اینجوریه ؟!؟!تا بیخیال میشیم میان جلوی تو ...بعدش هیچ ...ولی هر چی بود راضیم ...بهش گفته بودم که دیدمت و میبینمت همیشه ...راستم میگفتم ،الان که میبینم قبل از‌اینکه بشناسمش هم میشناختمش ...حس عجیبیه ...خیلی عجیبه ...

You're all the things I've got to remember

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز