هیچکاری ازم برنمیاد رفت که رفت دیگه حتی نمیتونم صداشو بشنوم همه چیو تموم کردو رفت و گفت میخواد بایکی دیگه باشه و بااون ازدواج کنه گفت دوسم نداره و گفت میخواستی نمونی پنج سال باهام گفتم من اونقدر دوستت داشتم بخاطر اینکه ی لحظه باهام قهر نباشی همه کار کردم گفت میخواستی نکنی خودت کردی خودت خواستی منم برات کم نذاشتم چون خواستی بمونم موندم پیشت ولی دیگه تمومه💔گفت برو دنبال زندگیت😭😭😭😭
دارم دق می کنم اما نه خدا صدامو میشنوه و نه اون واسش مهمه بمن چی میگذره.. فقط یه گوشه نشستم و نگاه میکنم کی شب میشه کی روز میشه یروزم بدون گریه شب نمیشه، چقدر تو نامرد بودی اول ک گفتی دوسم نداری خودت گفتی دوسم داری که موندی پیشم اما حالا که کارت باهام تموم شده میگی اگه موندم چون توخواستی..