2777
2789
عنوان

مادرشوهر

404 بازدید | 34 پست

پریروز زنگ زده به شوهرم که بابا گفته چرا نمیاین حتما باید دعوتتون کنیم 

شوهرم بهم گفت اگر میای بریم شبم همونجا بخوابیم 

گفتم باشع

روز بعد زنگ زده به مامانش که ما میایم شبم میمونیم 

مامانش گفته چه خبره 

بعد گفته من دیروز گفتم فردا که شما میاین نهار نداریم شبم بابا گفته هرموقع خواستین بیاین مرغ سوخاری بخره 

شوهرم گفته عیب نداره من خودم کباب میخرم شما پلو بزارین 

سعی کردم این جریان برام مهم نباشه... 

ما رفتیم و داستان به همین منوال گذشت 

صبح خواستم بیام سرکارم زودتر بیدار شده نهارم بیاین اینجا 

منم مهربون گفتم باشه بااینکه میدونستم قرار نیست نهار بزاره همون غذاهای مونده رو میخواد جلومون بزاره غذای دیروز و غذای فیریز شده از قبل که قطعا از غذایی که برای جاریم اینا درست کرده اضافه مونده 

یجوری پاکسازی یخچال

و دلی اصلا دلم نمیخواست بگم باشه اما گفتم عیب نداره 

الان متوجه شدم فامیل نزدیکم ن اومده خونه مامانم

بهش زنگ زدم ما ظهر نمیایم شب با فامیل فلانی میایم

ناااراحت شده پس غذااا چی 

این غذاها و که دیگه شب نمیشه خورد..! 

برگاااااام

اما من با مهربونی و خونسردی و حالت گیجی حرف خودمو زدم که اون کوتاه اومد 

اما چون ناااراحتم و بهم برخورده خواستم به شما بگم 




خیلی زود خسته میشم 🚶‍♀️😐

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

اشتباه کردی گفتی شب میایم میگفتی یه وقت دیگه میایم مادرجون غذاتو بذار تو افتاب خشک شه برای دفعه بعد آب میزنیم تازه شه 😂😂😂😂

۱ـ من اینجا حقیقت رو میگم نه چیزی که دوست داری بشنوی ۲-درخواست دوستی به هیچ وجه پذیرفته نمیشود حتی شما دوست عزیز۳ـ لایک کردن همیشه به معنای تایید نیست گاهی لایک میکنم که بگم ریپلایتون رو خوندم ۴ـ وقتی برای کسی که درخواست راهنمایی داره وقت میذارم و کلی براش مینویسم توقع تشکر ندارم ولی حداقل یه لایک کنید بدونم ارزش قایل شدید و خوندید اینا جز آداب معاشرته و نشانه ادب و شخصیت

ای بابا سربسر این قدیمیا نذار پیرت میکنن. 

خدا بیامرزه مادر شوهر من همیشه میگفت بیاین غذا امادست.  منظورش غذاهای مونده و فریز شده ی یخچالش بود. ما میرفتیم دیگه چیکار میشد کرد.  من خیلی اوایل بهم برمیخورد ولی دیگه بعدش دیدم عوض که نمیشه اخلاقش همینه تحمل میکردم میرفتم ولی خوب ته دلم همیشه یکم نااحتی بود. البته برا همه پسراش همینطوری بود فقط برا دختر و دومادش غذا میپخت بعدم میگفت خودشون زود اومدن پختن

عجب🤦‍♀️پاکسازی یخچال اونم برای مهمون😄خوب چرا زحمت میکشه 🤣اونا بیان خونتون بهتر نیس 🤔تو خرج آب و ...

 

همین بگو خیلی ناراحتم🥺

خونه نیستم دو شیفت سرکار کلا هفته ایی یکبار میرم یک وعده اینم خودشون خواستن که بریم 

خیلی زود خسته میشم 🚶‍♀️😐
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز