2777
2789
عنوان

👇👇👇👇👇👇👇👇یه لحظه

108 بازدید | 8 پست

و من مطمئنم روزی تو را در یک مکان عمومی میبینم.. ب صورت کاملا اتفاقی. و در کنارت یک زن نسبتا زیبا هست . همینجوری که بهت زل زدم کل خاطراتمون توی ذهنم میاد . همسرت با صدای ناخوشایندی میپرسید میشه بگین چرا به شوهر من زل زدین . و تو مبهوت و با نگرانی بهم نگا میکنی . بدون اینکه چشم ازت بردارم.میگم .شوهرتون عجیب شبیه شوهر خدابیامرز من است . و رومو برمیگردونم و راهمو ادامه میدم .. و صدای همسرت را می‌شنوم که با عصبانیت می‌گوید یه دور از جون نگفت ..و او چه می‌داند من سالهاست دور از جانم زندگی میکنم .... 

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108