یکی از دخترای فامیلمون که یه نسبت نزدیکی باهم داریم و خیلی صمیمی هستیم باهم و بسیار دختر خوبیه و دوستای خوبی برای هم هستیم، ایشون خیلی قبل پیش یه موضوعی رو با من در میون گذاشت که متاسفانه عموش بهش دست درازی کرده و عموی ایشون با من هم نسبت فامیلی نزدیک داره، وقتی این جریان رو دختر فامیلمون بهم گفت من خیلی عصبی و ناراحت شدم اصلا باورم نمیشد تو شوک بودم چون عموش خیلی فرد قابل اعتماد فامیله و همه دوسش دارن و زن و بچه داره و همه به زندگیش حسرت میخورن و من اصلا باورم نمیشد چون بهش نمیخورد همچین آدمی باشه و اعتبار زیادی تو فامیل داره
الان این دختر فامیلمون هرروز داره افسرده تر میشه، قبلا یه دختر مهربونو پرانرژی بود ولی الان کاملا برعکس، و به هیچ عنوان اجازه نداد این موضوع رو به کسی بگم و کاملا میترسه که بقیه سرزنشش کنن و منم نمیدونم باید چیکار کنم که حالش خوب شه چون رو درساشم حتی تمرکز نداره
اگر میشه راهنمایی کنید