من خودم یه خانم هستم ولی واقعا گله مند هستم از خانمها
به این دلیل که اصلا نه قدرت ریسک دارن نه تجریه جمع اقایون همگی باهم شوخی و خنده اگر واقعا دپست باشن و همکار من مثلا با صمیمی ترین دوست خودم همکارم یه جاهایی میخوام خفه اش کنم اولا اینکه هرجا میریم ماموریت انقدر حرف میزنه که میخواد بگه من نامبر وان حرفه هستم طوری که اخرین بار رفتیم طرف گفت مثل اینکه شما دوستم سابقه اش بیشتره . من خیلی ناراحت شدم دوستم اصلا فرصت حرفیدن بمن نمیده وقتی میخواد خسابی رو ببینه چنان ژست میکیره بغد میگکه من تو فکر حسابم من که دویتش هستم حرصم میکیره هرجا میخوام بریم اون تصممیم میگیره بدم میاد ای اینکه رفتیم اصفهان ماموریت بعد ۱۲ سال ردپستش بهش پیام داده بیا خونه ما دوستش خونه اش نجف اباد بود من واقعا دپست نداشتم برم چون خساه سدم واینکه دوست من درحق من اینجوری نیست واقعا حرص خوردم چرا رفتم خونه دوستش دپستم براش فقط یه بسته گز خریده بود واقعا نمیدونم چکار کنم چجوری رفتار کنم با دوستم از وقتی دویتم هست احساس میکنم سرکار هم اضافی هستم اون هست همه حسابها پ میبینه دیگه
عین ملا لغتی ها هم هست