سلام خانوما من یکبار جدا شدم شش سال پیش،فرزند ندارم ؛دانشجوی ارشدم؛شاغلم؛سی و شش سالمه؛تو اجتماعم؛خانوادم همون بعد طلاق بهم گفتن نون خور اضافه پرتم کردن بیرون منم الان شش ساله ازشون اطلاعی ندارم فقط واگذارشون کزدم خدا ؛نوشتم گذاشتم لای قرآن به خدا گفتم دیدی باهام چه کردن واگدارش به خودتو این قرآن؛خیلی تنهام هیچ خواستگاری ندارم حتی دوست پسر پیشنهاد دوستی هم ندارم؛پیش هزار نفر رفتم میگن بستنت کاره خواهره خودم و شوهره سابقمه که هردو از روی حسادت اینکارو کردن سالها در تمام شهرا رفتم پیش دعانویس ولی همش الکیه هیچکدوم نتونستن کاری کنن خودمم هرچی ذکرو آیه و قرآنو نمازو دعا بوده خوندمو انجام دادم بازم فایده ای نداشته چندین بار اینجا نوشتم درخواست کمک کردم هرکی هر چی گفت من انجام داده بودم قبلا رقیه شرعی ؛سوره بقره؛یاسین؛فلق ناس ختم کل قرآن سوره احزاب داخل کوزه انواع حرزا انواع نمازا هفت بانو جعفر طیار فاطمه زهرا انواع غسل ها خلاصه هرکاری که به ذهنتون خطور کنه من انجام دادمو فایده نداشته توروخدا به دادم برسید بگید چکار کنم،نمیخوام تا اخر عمرم تنها بمونم؛اصلا انگار کسی منو نمیبینه انگار جلو همه اقایون نامرئی هستم اصلا هیشکی سمتم نمیاد توروخدا راهکار بدید
الان حررف بزنم میشهه تعریف از خود ولی خوشگلم ساانترال لبب کردم موها بلند کراتین تیپپ. روز یکی برگشت ببهم گفت از قدیم گفتن خوشگللا بددبختن والا به قیافه نیست دوست من باید نماز وحشت بخونی وقتی میبینیش انقدر زشت و ترسناکهههههههه بیا ببین چه شوهری کرد بردش کانادا
عزیزم خانواده هم خیلی تو ازدواج نقش دارن شما هم که میگی خونوادت این کارو باهات کردن منم پدر خو ...
والا حالا اصلا من میگم چرا هیکی نیستتت؟؟؟ یکی فعلا پیدا شه بیاد جلو بعد ببینه خلنواده ندارم ولم کنه بره والا اصلا هیچکس نیست تو محل کارو دانشگاهم نگفتم خانواده ندارم و مطلقه هستم حتی با فوتوشاپ صفحه شناسناممو پاک کردم بردم برای شرکت میخواستم استخدام شم هر کی مثلا میگه مامانم دیشب اینجوری گفت منم الکی میگم بابای منم دیشب فلان حرفو زد حالا شش سالع خبری ازشون ندارم اصلا؛هیچیمو به هیچکس نمیگم اصلا