اقا با یه پسری رفیق شدم یه سالو نیمی میشه حسمون دو طرفس خیلی بچه پاک و ساده ایه و همو خیلی دوس داریم اما یه مشکلی هس اونم اینه ک انگاری روانیه این یه بحث کوچیکی بینمون میشه میبینی با چاقو دست و کلشو اینارو خط خطی کرده همه رو هم عمیق میزنه کم کم دارم ازش میترسم کمکم کنید تورو خدا
این حقایق هستند که آدمها را از هم دور میکنند ، نه دروغ ! وگرنه ما دروغ میگوییم که نزدیک باقی بمانیم ! آدمها یکبار عمیقاً عاشق میشوند، چون فقط یکبار نمیترسند که همه چیز خود را از دست بدهند؛ امّا بعد از همان یکبار، ترسها آنقدر عمیق میشوند که عشق، دیگر دور میایستد ...
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
باهاش ادامه نده عزیزم،من دقیقا این مورد رو دیدم توی آشناها که دختره عاشقش شده به زور و اصرار و خودزنی اومده خانواده خودش و دختره رو راضی کرد،ازدواج کردن الان دختره پشیمونه،چون این جور آدما عصبی هستن،هر مشکلی پیش بیاد اول خودشو با چاقو میزنه بعد دختره رو کتک میزنه،حتی بچه هم دارن الان که اونم میزنه ،تو رو خدا به خودت رحم کن