بچه ها من با ینفر ۱۲ سال رفیق بودم همسایه بودیم البته رفیق ک چ عرض کنم خواهر بودیم اگ یک روز همدیگرو نمیدیدیم دق میکردیم همه چی اوک بود ک ازین محله رفتن بعدش دیگ من ۲ بار حضوری دیدمش بعد ۱ سال اون یبار پیام داد منم سرد جواب دادم گذشت الان یک سالی از پیام اون میگذره حالا چند شبه خوابشو میبینم هم دلم برا مامانم تنگ شده هم خودش مامانش کم مادری در حق من نکرد واقعا حالا نمیدونم چیکار کنم بنظرتون پیامش بدم بگم بیرون قرار بزاریم ببینمت یا نه؟
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.