همکارم از سمت شغلیش استفا داد باهم زیاد خوب نبودیم اختلافم باهاش از عرش ملکوت بود تاناکجا آباد از نظرم یه آدم مغرور خودپسند خودشیفته ونچسب و سرد و مثل سنگ بود همینجام بگم که من آدمی نیستم که دیگرانو قضاوت کنم ولی از اولش چون اون دائم از کارم گیر و ایراد میگرفت و تیکه مینداخت بهم و... اما الان احساس میکنم اینجا دچار سو تفاهم شدم نمیدونمم...💔قبل رفتنش خواستم باهاش حرف بزنم و ازش بپرسم و مطمئن شم به خاطر اختلافش با من استعفا نداده این کارمم هیچ دلیلی نداشت جز وجدان خودم .چون من بارها خواسته بودم بخشمو عوض کنم و به هرکی اعتراض همکارمو میکردم میگفت اشتباه میکنی و همچین ادمی نیست و ...تا اینکه به مترونمون گفتم میخوام استعفا بدم برم یه جا دیگ ک فهمیدم همکارم درخواست استعفا دادهو...اون روز همکارم بهم گفت میخواستید باهام صحبت کنید در خدمتم که باهمکارم صحبت کردم وبهش گفتم میتونم بپرسم دلیل استعفا تون چیه؟وجوابی نداد گفتم میشه از تصمیمتون صرفنظر کنید گفت هر آدمی یه رسالتی داره و تا موعد رسالتش باید بمونه تومکان مقرر قالبا رسالت من تو اون بیمارستان تموم شده براتون آرزوی موفقیت میکنم اگر دیگه ندیدمتون امیدوارم به چیزی که لایقش بودید برسید
بچها دارم بقیشو تایپ میکنم خواهش میکنم خواهرانه راهنماییم کنید