2777
2789
عنوان

مردم ازتنهایی

704 بازدید | 38 پست

۱۸ساله بودم که ازدواج کردم بعدازبچه دار شدن شوهرم خیانت کردوخیلی اخلاق های بد دیگه که حوصلم نمیشه بگمش منم جدا شدم ولی شوهرم بعد جدایی چون بچم دختره واون دختردوست نداشت حتی یکبارم نیومده ببینش یا زنگ هم نزده وقتی ترکمون کرد دخترم یکسالش بود الان ۴سالش شده منم تواین مدت درسموادامه دادم الان دانشجوی پرستاری ام ۲۵سالمه به هیچ کس ازهمکلاسی هام زندگیمو نگفتم فک میکنن من مجردم اما واقعتش خسته شدم از تنهایی دلم میخواد یکی باشه که منودرک کنه یایکی که شرایطیش مث منه بیاد باهم حرف بزنیم

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

اره خودمم خیلی میترسم

 بعدا دخترت بزرگ شد از تنهایی درمیای خدایی با دخترت وقت بگذرون از همین الان  راجب ب باباش سوال نمیپرسه؟

اگه دیدی جوابتو ندادم درحدم نیستی وقتمو برا پیام دادن دوباره برات بزارم😏

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
2108