دخترداییم مادربزرگش شهرستان زندگی میکنن ما اصالتا ترک هستیم اونا هم ترکن
ولی خب اونا کلا شهرستانن گاهی میان خونه داییم
میشه مادرزن داییم
دختر داییم الان زنگید تعریف کرد کلی خندیدیم با هم
میگفت رفتم مانتو بگیرم مادریزرگشم برده بود
میگفت با کلی قیافه وارد یه مغازه فوق لاکچری شدیم
،،،
مادربزرگش خیلی سختشع فارسی بحرفه اصلا نمیتونه ب زور چند تا جمله
میگفت وارد ک شدیم پسره اومد جلو گفت بفرمائید مامان بزرگش گفته سلام اومدیم برای دخترم روپوش پس انداز کنیم
منظورش این بوده مانتو بپسندیم مثلا
دخترداییم میگفت چرا زمین دهن وا نکرد🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣