خیر نرو با زبون خوش بگو تو برو قربونت برم باید بری وظیفته به پدر مادرت کمک کنی اما من حس خوبی بهم دست نداد مادرت اینو گفت
اگه غر زد اینا بگو مگه من از تو انتظار دارم بیای خونه تکونی خونه مامانم ؟اینا لطفه کسی دوست داره میکنه نخواد وظیفهش نیست
ببین من خودم بعد ۷سال برا اولین بار دوبار رفتما اما یک اینکه میدونستم اسباب کشیه و اولین و اخرین باره چون مادرشوهرم از جاش تکون نمیخوره تا ابد دوم اینکه تو بد برهه ای از زندگیم بودم که داشتم برا حفظ یک طرفه زندگیم تلاش میکردم و میخواستم هیچ ناراحتی نباشه اما الان دارم تدارک میبینم برا خواهرشون بپیچونم مجبورم کنن برم میگم اوندفعه اومدم آسیب دیدم و تکون نمیخورم
اما اینا واسه زندگی منه که صدبار تا طلاق رفته تازه از روزاولم اصلا ازم توقع نداشتن حتی دفعات اول رفتم نذاشتن ظرف بشورم پس شما با توجه به جایگاهت الان ببینم زبون نداری با زبون خوش و با لحن مودبانه از حقت دفاع کنی تا ابد ازت توقع دارن