احمقها به همین راحتی اداره میشونداستالین دیکتاتور روسیهً ،خواست که برای او مرغی بیاورند او آنرا گرفت در حالیکه با یک دست آنرا میفشرد با دست دیگر شروع به کندن پرهای آن مرغ کرد مرغ از درد فریاد می زد و سعی می کرد از هر راه ممکن فرار کند. پس از پایان کار به یارانش گفت: "حالا ببینید چه اتفاقی میافتد" او مرغ را روی زمین گذاشت و چند دانه گندم جلوی او ریخت و از او دور شد همکارانش دیدند که مرغ بیچاره در حال درد و خونریزی او را دنبال میکند استالین با دانههای گندم ، مرغ را به هر گوشه از اتاق بسمت خود میکشید در همه این مراحل مرغ پی در پی ، او را تعقیب میکرد و قدم به قدم همراه او بود!!استالین گفت:مشاهده میکنید که مرغ با وجود تحملِ تمام دردهایی که من برای او ایجاد کردم؛ به دنبال من میآید احمقها به همین راحتی اداره میشوند!
بهشت خریدنی نیست یک روایت قشنگ هم شنیدم از امام حسن عسکری فرق بین علمای یهود و شیعه&nb ...
برای خرید نیست عزیزم اگه کسی خواست برای عزیز از دست رفتش بخونه یا یشرایطی شبیه این اگه خودش نتونست بخونه به کسی میسپاره اکثرا خانمای مسن هم به بقیه میسپارن مادربزرگم سواد نداره اکثرا من جاش میخونم گاهی هم میگم اون تکرار میکنه