منم حالی برام نمونده
ناامید و افسرده شدم
ازش گاها بیزارم خسته ام به طلاق فکر میکنم
خلاصه
گفتم ی نماز حاجتی بخونم
چون داره به جای باریک کشیده میشه و کاری از دستم برنمیاد
مشاوره نمیاد ،من چیکار کنم؟برم به خدا بگم دیگه خسته ام
من شبهایی بوده گریه کردم روزهایی که به غمگینی گذشته
فکر کردم شاید بدم شاید زشتم شاید براش جذاب نیستم