قضیه اینه که من بدبخت هر وقت خواستم چیزی بخرم کاری کنم خانواده شوهرم زهرمارمون کردن
یا اوقات تلخی یا بی محلی یا طعنه
شوهر منم بدبخت خانوادشه یعنی میدونه کاراشون رو قبول هم داره ولی نمیتونه اعتراض کنه یا چیزی ک میخوان رو قبول نکنه
از وقتی ک من خونمو عوض کردم ک یه سری وسایل گرفتم مادر شوهرمم شروع کرده عوض کردن وسایل حوری ک قشنگ معلومه از کجا میسوزه
تا اینجاش برام مهم نیست اصلا
ولی جدیدا هی میگن فلان چیزو میخوایم بربم بگیریم پاشید بیاید
در حالی ک ۲ تا دختر داره ک خدا شاهده فقط هروقت خوشگذرونی و بخور بخور باشه پیداشون میشه هروقت نوبت زحمت و حمالیه مارو صدا میکنن !!
حالا من ب شوهرم گفتم من نمیرم واسه خریدشون
خودشون برن بخرن دیگه
کار درست از نظر شما چیه؟