2777
2789
عنوان

مادرشوعرم

170 بازدید | 16 پست

شوهرم و مادرش رفته بودن مراسم ختم بعد اومدن خونه میگفتن خونشون خیلی فقیرانه بود یعنی در حد خونه ی کی بگم .مادرشوعرم گفت در حد خونه شما من دیگه نتونستم ناهار بخورم البته شوهرم به مادرشوعرم گفت ازش عذر خواهی کن و کردولی حرفشو زد دیگه .پارسالم خواهرشوهرم از ماشین مامان بابام ایراد می‌گرفت حالا خودشون اصلا پولدار نیستند من چیکار کنم ب نظرتون

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

چقدر لول پایین و بی شخصیت هستن 

آدم میره مراسم ختم برای فاتحه خوندن وعرض تسلیت نه برای فضولی تو خونه زندگی مردم 

خنده را معنی سرمستی مکن                                    آنکه میخندد غمش بی انتهاست                     
بنظرت چرا مادرشوهرت اینقدر گاوه؟ خودت برداشتت چیه؟

باور کن گفت دقیقا همینو.کلا اینجورین.واسه مراسماتی قبل عروسی هم مثلا جهازبرون نیومدن خونه ما میگفتن جلو فامیلامون کسرمونه.حالا خونه خودشون یه خونه دو خوابه روی زمینه هیچی ندارع

همون لحظه میگفتی وا مامان خونه ما با خونه خودتون فرقی ندارن ک.(با خنده).نزار تو دلت بمونه حرفات با خنده احترام جلو همسرت حرفتو بزن....وقتی پولدار نیس.حق همچین تفکری نداره.هر چند ک اگه پولدار هم بود.بیشعورشو رسوند با این حرفش

تا وقتی خدا هست،ریشه ی هیچ آرزویی خشک نمیشه
همون لحظه میگفتی وا مامان خونه ما با خونه خودتون فرقی ندارن ک.(با خنده).نزار تو دلت بمونه حرفات با خ ...

خواهرشوهرمم همینجوریه راجع به خونه مادرشوعر خودش میگه خونه کاه گلی .میگن ما بزرگ زاده این فلانی گدازاده هست ولی باور کن هیچی ندارن


خواهرشوهرمم همینجوریه راجع به خونه مادرشوعر خودش میگه خونه کاه گلی .میگن ما بزرگ زاده این فلانی گداز ...

من جات بودم میگفتم والله من ک تا الان ..بزرگزادگی پولداری تو شماها ندیدم...

تا وقتی خدا هست،ریشه ی هیچ آرزویی خشک نمیشه
باور کن گفت دقیقا همینو.کلا اینجورین.واسه مراسماتی قبل عروسی هم مثلا جهازبرون نیومدن خونه ما میگفتن ...

یدفعه همینو باحالت مثلا دلسوزی بهش بگو

مثلا اگه دوباره عیب خونه مردمو گرفت بگو وای مادرجون نزن این حرفو خوبه وقتی توهم افتادی مردی مردم بیان خونت بگن وای فلانی تو سگ دونی زندگی می‌کرد خوب شد مرد راحت شد؟

من جات بودم میگفتم والله من ک تا الان ..بزرگزادگی پولداری تو شماها ندیدم...

پول یه عروسی نداشتن برای من عروسی منو پدر خودم گرفته اون وقت دخترشون دوتا مراسم عزوسی

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2838
2834
2835
2108