2777
2789

من تاپیک قبلیتونُ با همه نظراتی که داده بودن خوندم


من خودم ۲۲ سالمه و ی ساله ازدواج کردم و ی سال قبلشم دوستی داشتیم با همسرم خیلی هم همدیگه رو دوست داریم 


همسر منم مثل همه ی آدما ی خوبیایی داره و بدیایی به قول خودش هیچکس بی عیب و نقص نیست 


هر کسی ی سری حساسیت ها داره ی سری نقطه ضعف ها داره 

من همین پریروز با همسرم دعوام شد و کلی همدیگه رو کتک زدیم و البته من بیشتر کتکش زدم و کلی به همدیگه بی احترامی کردیم و به خانواده ها هم توهین کردیم الآنم کلی بدنم درد می‌کنه و نمیتونم تکون بخورم اما با همه ی اینا جونم به حونش بنده 

میمیرم بدونش و اصلا به جدایی فکر نمیکنم چون خیلی دوسش دارم 

تو تاپیک قبلیتون اکثرا اومده بودن گفته بودن بهتون که جدا شو

اما من متوجه شدم که شما دلت به جدایی راضی نیست و دوسش داری نامزدتُ 

من خیلی خوب درک میکنم شما رو چون کم و بیش موقعیتم شبیه شماست با این تفاوت که من ۲۲ سالمه و ی ساله عقد کردم و دختر هم نیستم دیگه 

اینا رو گفتم بهتون که متوجه بشی فقط شما نیستی که بین این دو راهی ها گیر میکنی 

من خیلی پیش اومده که به جدایی فکر کردم اما در نهایت دیدم نمیتونم بدونش 

من راجب همه ی آقایون نمی‌دونم اما هر کسی ی قلقی داره مثلاً شوهر منُ نباید زیاد سر به سرش بذاری و زبون درازی کنی جلوش چون بدش میاد و عصبی میشه اما من نمیتونم دقیقا مثل شما که اگه همسرم اسم خانوادمو میاره عیناً منم همین کارو میکنم 

اما غافل از اینکه زندگی مشترک کوتاه اومدنه


ی بار من باید کوتاه بیام ی بار همسرم که خیلی وقتا هم بوده همسرم کوتاه اومده و کشش ندادیم 


ببین من و همسرم هم اوایل ازدواجمون جلو خانواده هامون خیلی دعوا و بحث داشتیم اما هم من هم اون بعدش ی جوری رفتار کردیم که تونستیم دوباره محبت هر دو خانواده رو به خودمون برگردونیم


من نمی‌گم از جدایی منصرف شو یا حتی جدا شو 

من میگم با همسرت صحبت کن بهش ی فرصت دیگه بده اگه ایشون خوششون نمیاد که شما تنها بری خونه خواهرت شما هم واسش ی شرط و شروطی بذار بگو چشم نمی‌رم ولی در عوض تو هم فلان کارو نکن خیلی آروم باهاش صحبت کن

ببخشیدولی مردا رو کلام آروم خر می‌کنه 

من تاپیک زده بودم یکی تو تاپیکم نوشته بود من با محبت هام همسرمو شرمنده ی خودم میکنم از خانوادش جلوش تعریف میکنم و از این چیزا 


سیاست تو زندگی خیلی مهمه که من ندارم ولی می‌خوام یاد بگیرم شما هم اول بشین با خانوادت صحبت کن و بعدشم با نامزدت 


اگه دیدی نامزدت هم دلش پیشت گیره و دلش به جدایی نیست بگو بیا به همدیگه ی فرصت دوباره بدیم مثلا ی فرصت چند روزه یا چند هفته احتراما رو به همدیگه برگردونین به خدا میشه فقط باید تلاش کنی 

امیدوارم که تونسته باشم بهت کمکی کرده باشم 

انشالله عاقبت به خیر بشی ❤️


بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

من تاپیک قبلیتونُ با همه نظراتی که داده بودن خوندم من خودم ۲۲ سالمه و ی ساله ازدواج کردم و ی سال ...

عزیزم تو عقد کردی چطوری خودتو با ایشون که نامزدن مقایسه میکنی؟ 

معلومه منو و تویی که عقد کردیم شرایطمون متفاوته و بلاخره بیشتر باید با مسائل کنار بیایم 

اما ایشون نامزدن

و شوهرشون هم مشکل داره، متاسفانه مشکلشون چیزی نیست که بگی یکی دوسال بگذره حل میشه چه بسا که بدتر بشه هر چه زمان بیشتر بگذره 

زندگی را شما خیلی راحت گرفتی 

ببین عزیزم نظر من اینه اگه شرایطش داری که حتما کات کن جونتو خلاص کن اگرم نه حتما قبل این که بخوای ببخشیش مشاوره برو 

ببین من دانشجوی داروم اما به روانشناسی علاقه دارم و مطالعه دارم 

این آقا ممکنه بیماری پارانوئید داشته باشه 

نمیدونم ولی یکم تحقیق کن در باره ی این بیماری، چون بهت میگه همچی زیر سر خواهرته یعنی چی این!!! 

حتما ببرش یه مشاوره ببین خدایی نکرده مشکل روان نداشته باشه 

یکمم قدر خودتو بیشتر بدون تو چیزی رو از دست نمیدی، نامزدی برای همیناس 

اما اگه عقد کنی و مشکل داشته باشه بیچارت میکنه، من بابام یه مدل خفیف شک و... را داشت و لحظه لحظه زندگیمون تلخ بود و هست

ببین این که به خواهرت و شوهرش گیره بعدم میاد به خودت توی نامزدی تهمت میزنه صلا نمیتونه شکاکیت ساده باشه بنظرم بهتره یکم محتاط باشی ♥️

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز