2777
2789
عنوان

خاستگار

316 بازدید | 16 پست

سلام بچه  ها من با مامانم رفته بودم سونو بدم ی خانمه همش داشت نگامون می‌کرد تا اینک ما صندلی خالی شد نشستیم پیشش حرف انداخت و فلان ک از دخترت خوشم اومده مادرمنم ب زور شمارشو داد زنه هی پیگیر شد و بعد چند هفته مامانم راصی شد بریم بیرون باهاشون حالا من یجوری دو دلم بهشون بگم بریم کافه زنگ زده گفته کجا همو ببینیم خانمه مامانم گفته فلان خیابون 

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

همون از مامانم پرسیده ک کجا همو ببینیم مامانم گفته فلان خیابون حالا نبرن جایی من ناراحت میشم


نرو به نظرم ارزشتو پایین نیار اگه بخواد میان رسما خواستگاری خونه تون

منم تو بیمارستان دیده بود مامان خواستگارم هم اتاقی مادربزرگم بود قرار گذاشتن یه شب اومدن خواستگاری رسما

 ۵۰۰ تومن هم داده بود شیرینی آجیلی

منم دیدم مناسب من نیست جواب رد دادم 

بابامم گفت حالا زوده برای تو


خب باید خودشون ببرن درسته؟؟ ی تعارف بزنن

باید همین کارو بکنن چون اشیا خرید و فروش نمیکنید که کنار خیابون

. ★🌙 . • ° • . ★🌙 • ★ . . ★ • . ★ . • ° ★ . ★ ° ★🌙 . ° . • ★🌙 . ★ . . • ★ . . °

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108