واسه من اینطوری بود
هر وقت جایی از دور میدید منو سعی میکرد بیاد نزدیکم بشه احوال پرسی کنه
نیشش باز میشد
اهنگ میفرستاد برام
شمارمووو بزوووور گرفت البته اونموقع ب بهانه ی ی چیز مسخره گرفت ازم ن برای وارد رابطه شدن
لارج بازی در میوورد وقتی دور هم بودیم سعی میکرد دست ب جیب بشه و خرید کنه حالا خوراکی چیزی شده حتی میخرید
اگه بی منظور از ی وسیله ای ازش تعریف میکردم میگفتم این چه خوبه بم هدیه میدادش
سعی میکرد دوستشو ضایع کنه پیش من ک خودی نشون بده
ب هر بهونه ای بود گفتگومونو ادامه میداد حتی با گفتن چیزای چرت