2777
2789
عنوان

حموم عمومی

| مشاهده متن کامل بحث + 22383 بازدید | 332 پست

جز میوه وشیرینی وشربت مادرم از بازار یکجور ابنباتهای رنگی ویک نوع دیگه از ابنباتهای مدل خیاری خریده بود 

همین جشن کوچیک خونه ما سراغاز چشم وهم چشمیهای بسیار زیاد بین همه همسایه ها شد وهرروز یکی از بچه ها همه رو دعوت میکرد حتی کار به جایی رسیده بود که کارت دعوت هم ساخته بودن کارت دعوتهای دست ساز با خط بچگانه ازشما دعوت نیشود روز ...در جشن شادی ...روز ...ساعت ...تشریف بیاورید اوردن خواهر کوچکتر ممنوع است پوشیدن لباش تمیز الزامی است لطفا همراه خود نوار کاست مخصوص خودرا بیاورید لطفا سرساعت در مهمانی باشید صدا کردن مادر ممنوع است اول صاحب جشن میرقصد 

اینا همه بندهای دعوتنامه بدجنسترین دختر محلمون بود 

و....

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

مادرم خیلی ناراحت بود وهمونجا دم در ازمایشگاه نذر کرد اگر جوابش منفی باشه  یه جشن کوچیکی میگیره ...

گوناخ اوتاقی

اتفاق بدی پیش اومده؟ حس میکنی بدبخت شدی؟ یه لحظه صبر کن. از خودت دور شو. توی تاریخ دور شو. اتفاق هایی رو به یاد بیار که فکر میکردی ازشون زنده بیرون نمیایی. چی شد؟گذشت. به اتفاق هایی فکر کن که توی طول تاریخ برای آدمها پیش اومده.به جنگ به قحطی به بیماری ها. حالا توی جغرافیا از خودت دورشو. به کشورهای دیگه فکر کن. به آدمهای دیگه. دردت در مقایسه با دردهایی که بشر متحمل شده چقدر بزرگه؟ چقدر عمیقه؟ من اینجوری با مسائلی ناخوشایند برخورد میکنم
گوناخ اتاقی اره

همیشه هم سرد بود

اتفاق بدی پیش اومده؟ حس میکنی بدبخت شدی؟ یه لحظه صبر کن. از خودت دور شو. توی تاریخ دور شو. اتفاق هایی رو به یاد بیار که فکر میکردی ازشون زنده بیرون نمیایی. چی شد؟گذشت. به اتفاق هایی فکر کن که توی طول تاریخ برای آدمها پیش اومده.به جنگ به قحطی به بیماری ها. حالا توی جغرافیا از خودت دورشو. به کشورهای دیگه فکر کن. به آدمهای دیگه. دردت در مقایسه با دردهایی که بشر متحمل شده چقدر بزرگه؟ چقدر عمیقه؟ من اینجوری با مسائلی ناخوشایند برخورد میکنم
همیشه هم سرد بود

خونه ماتاوقتی که سه خانواده قاطی بود یه استراحتگاه با صدای بچه بود بعدا که جدا شدیم فهمیدیم اتاق مهمان بالشهای پف دار تمیز وکارد وبشقاب میوه وقندونهای پراز قند ..هم هست

خونه ماتاوقتی که سه خانواده قاطی بود یه استراحتگاه با صدای بچه بود بعدا که جدا شدیم فهمیدیم اتاق مهم ...

اخ دقیقا خونه آقاجانم این اتاق رو داشت

اتفاق بدی پیش اومده؟ حس میکنی بدبخت شدی؟ یه لحظه صبر کن. از خودت دور شو. توی تاریخ دور شو. اتفاق هایی رو به یاد بیار که فکر میکردی ازشون زنده بیرون نمیایی. چی شد؟گذشت. به اتفاق هایی فکر کن که توی طول تاریخ برای آدمها پیش اومده.به جنگ به قحطی به بیماری ها. حالا توی جغرافیا از خودت دورشو. به کشورهای دیگه فکر کن. به آدمهای دیگه. دردت در مقایسه با دردهایی که بشر متحمل شده چقدر بزرگه؟ چقدر عمیقه؟ من اینجوری با مسائلی ناخوشایند برخورد میکنم
سلام. با ته. سوزن. چرا. الآنم. همون. روش. هست میشه. کاملتر. بگی 

سلام 

زمون ما همه با ته سوزن های کوچک که مناسب دوخت و دوز بود نخ میکردن بعد حاله گوش رو حدود نیم ساعت ماساژ میدادن تا بی حس بشه بعدش سوراخ میکردن و یه قطره خون میومد و دردش هم خیلی کم بود

کد دعوت بلو من هر کسی دوست داشت بزنه O2A46I

وای چقد جااالب😍🥲

اره خنده دارتر ازاین بشر نبود تو محل اگر بگم چه اداهایی درمیاورد تو دورهمیهای بقیه دخترها میره بخش خاطرات کوتاه شخصبتهای همسایه ها واازاین بحث متفاوت میشه 


الهیی😅      کاش کتابتون مینوشتید چاپ میکردید قلمتون عالیه


ممنون ازنظر لطفتون خوشحالم که کسانی هستن که نوشته های منو میخونن ولذت میبرن ولی میدونید شاید حتی یکی ازاون شخصیتها راضی نباشه قصه اش برملا بشه شاید روزی کتاب من به دستش برسه وبفهمه قصه زندگی خودشو خونده همینجاهم با ترس نوشتم 

سلام  زمون ما همه با ته سوزن های کوچک که مناسب دوخت و دوز بود نخ میکردن بعد حاله گوش رو حدود ن ...

سلام الان. اگه. من. هم بخوام. گوش سوراخ کنم با همون. روش. گفتی. میشه. راحت تره 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792