پسر منم همینطوری بود اینقد حرص میخوردم ک نگو
تا اینکه ی سری ظرفو ظروفای اشپزخونه از جمله ابکش ، ملاقه، ۴تا ظربهای درب دار فریزری رو می اوردم جلوش میزاشتم و مشغول بازی باهاشون میشد و کلی غذا میخورد، بعد غذا هم سریع ازش میگرفتم تا بهش عادت نکنه و ازشون زده نشه و دوباره هنگام وعده غذایی بعد بهش میدادم...
از اسباب بازیها استقبال نمیکرد چون براش تکراری بودن