چند روزی است دلم میخواهد هیچکاری انجام ندم
دلم یه گوشه ساکت و اروم به دور از هر چیزی رو میخواد که گریه کنم
چقدر سخت است تنها باشی ولی وانمود کنی تنها نیستی
کرختم شبیه نوزادی که قولنش را نگرفتند
شبیه کودکی که مادرش از شیطنت منعش میکند
شبیه دختری که عاشق شده ولی چون رسم اینه که دختر نباید خواستگاری کنه نمیتونه
شبیه پسری در سربازی که بهش مرخصی نمیدن
شبیه مادری که دلش فرزند میخواد ولی نمیتونه
شبیه پدری که پول نداره واسه بچش چیزی که میخواد رو بخره
شبیه کسایی که نوجوون دارن و میترسن از راه هیجان اینده بچه نابود شه
شبیه پیرزن و پیرمردهایی که چشم انتظار امدن فرزندانشان به خانه هستند
و شبیه کسانی که بیماریی دارند و منتظر مرگ هستند...............
خیلی سخته که به همه امید بدی ولی خودت از همه ادما نابود تر باشی