وای وای عین منی من عتشق امام حسینم واقعا گریم رفته بود که منو نطلبید بعدم یکی از فامیلامون میدونست من دوس دارم برم وقتی رفت بی سر و صدا رفت بعدم که اومد یه مدل میگفت یعنی تو نرفتی من رفتم همش میزد تو سرم
گفتم عیب نداره هروقت آقا صلاح بدونن هرچی آقا صلاح بدونه
امروزم داشنم فکر میکردم گفتم واقعا اگر یکی بهم کربلا هدیه بده چی میشه گریم گرفت از خوشحالی